محمد مهدى ملايرى

48

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

السواد آغاز كرده و گويد : « با ذكر سواد آغاز مىكنيم ، زيرا پادشاهان ايران آن را دل ايران‌شهر مىناميدند . » ابن خردادبه همين سرزمين سواد را مركز تقسيمات خود قرار داده و جهات چهارگانهء مشرق و مغرب و شمال و جنوب را كه شهرها و راههاى آنها را ذيل همين عنوانها ياد كرده ، با آنجا سنجيده ، ولى نه بدين‌سبب كه آنجا در زمان وى پايگاه خلافت و مركز دستگاهى بوده كه بر همهء آن سرزمين‌ها فرمان مىرانده و خود او هم در آن دستگاه مقام و منزلتى داشته ، بلكه بدان‌سبب كه پادشاهان ايران آنجا را دل ايران‌شهر مىخوانده‌اند « 1 » . در كتاب « الخراج » قدامه هم كه تاريخ تاليف آن را پس از كتاب ابن خردادبه نوشته‌اند و به نيمهء دوم قرن سوم مىرسد . مركز تقسيم و سنجش جهات چهارگانهء جهان همچنان سواد باقى مانده ولى نه بدان‌سبب كه آنجا دل ايران‌شهر بلكه بدان سبب كه آنجا مركز مملكت اسلام است . ولى در آنجا اين توضيح هم اضافه شده كه اگر در حال حاضر چنين است اين بدان‌سبب است كه ايرانيان اين‌جا را مركز قرار داده بودند و آن را دل ايران‌شهر مىخواندند « 2 » . اين عنوان كه در دورهء ساسانى و شايد هم قبل از آن به اين سرزمين داده شده ، و در نخستين كتابهاى جغرافياى عربى هم به شرحى كه گذشت همچون عنوانى شناخته شده براى اين سرزمين ذكر شده است ، بيشتر نمودارى از موقع سياسى و ادارى و وضع آن در تقسيمات كشورى ايران بوده ، زيرا اين سرزمين در طى قرنها ، هم پايتخت دولت ايران و هم مركز دستگاه ديوانى و هم كانون علم و

--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 5 : « ثمّ ابتدىء بذكر السّواد اذ كانت ملوك الفرس تسمّيه دل ايرانشهر ، اى قلب العراق » اين توضيح هم اضافه شود كه مراد از العراق در اين‌جا چنان كه خواهد آمد ايران است . ( 2 ) . در نبذمن كتاب الخراج و صنعة الكتابة ، لابى الفرج قدامة بن جعفر الكاتب البغدادى ، كه ذيل كتاب المسالك و الممالك ابن خردادبه از ص 184 به بعد چاپ شده ، عبارت قدامه چنين است : « انّ قصبة مملكة الاسلام بلد العراق ، و هذا مع انّه موجود هكذا فى الوقت فقد كانت الفرس تجريه عليه و تسمّيه دل ايرانشهر » . ( المسالك و الممالك ، ص 234 )